۲۱ اسفند ۸۸ ، ۱۲:۰۰
چشمتان روشن بانو
.... چقدر خوشبختم که سعادت دیدار او سرانجام پس از گذشت همه آن روزهای سخت فراق که من بی صبرانه منتظر تقریر و تحریر خاطرات آن دوران هستم، نصیب من شد! چقدر خوشبختم که می توانم هر زمان اراده آقایان تعلق بگیرد، صدای دلنشین همسرم را بشنوم و روی ماهش را رویت کنم! چقدر خوشبختم که حقوق اولیه ام را به عنوان همسر {....} پس ازپیگیری های فراوان اندک اندک دریافت می کنم و باید شاکر باشم!....
بخشی از نامه خانم فخرالسادات محتشمی پور
۸۸/۱۲/۲۱