از بد حادثه

ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

از بد حادثه

ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

حال که اوباما پاپیش گذاشته و  تلفنی با روحانی صحبت کرده و ظریف با ظرافت با کری ملاقات کرده میگن:
آمریکا یک جام شیردال باستانی را که متعلق به قرن ۷ پیش از میلاد، آغاز عصر مادها، بوده به ایران بازگرداند.
یک مقام وزارت امور خارجه ایالات متحده به بی‌بی‌سی فارسی گفت بازگرداندن این
اثر باستانی اقدامی برای نشان دادن حسن نیت آمریکا نسبت به ایران بوده است.

منبع خبر بی بی .سی:  آمریکا شیردال باستانی را به ایران بازگرداند
شیردال - ویکی‌پدیا
شیردال چیست؟

گریفین (Griffin) یا گریفون (Griffon/Gryphon)* که به
فارسی شیردال نامیده میشود (دال در فارسی و ترکی به معنی عقاب است)، یکی از جانوران اسطورهای مشترک میان بسیاری اقوام آسیایی، خاورمیانهای و اروپایی است که بدنی مثل شیر و سر و بالی مثل عقاب دارد: پادشاهی فرهمند که بدنش چون بدن شاه جنگل و سرش سر شاه آسمان بود و از گنجهای پنهان جهان نگهبانی میکرد. در هنر و فرهنگ یونان باستان شیردالها بیش از هرجایی دیده میشوند. طبق معمول یونانیها در نشر و اشاعه باور به چنین موجودی بیش از هر قوم دیگری فعال بودند و در فرهنگ و هنر خود فراوان به شیردالهای مختلف اشاره کردهاند. اما مصریان باستان از حدود ۵۳۰۰ سال پیش (احتمالاً پیش از یونانیها) با شیردال آشنا شده بودند. اغلب تنههای شیردال آن زمان پنجههای عقاب مانند دارند و سر عقاب مانند شیردال، گوشهای شیرمانند داشت. گاهی اوقات هم این
گوشها از گوش شیر بلندتر بودند و یا پرهای بلندی روی آنها دیده میشد. قدیمی ترین شیردالهای کشف شده از آسیای مرکزی به سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد باز میگردند و مربوط به حکومتهای تابع امپراتوری هخامنشی میشوند. هخامنشیها شیردال را «نگهبانی در برابر اهریمن، جادو و دروغ» میدانستند. سرستونهای مشهور هخامنشی هم یکی از مشهورترین مصنوعات بشری هستند که شیردالها را نمایش میدهند. نام این جانور در
پارسی میانه «بشکوچ» است. خیلی ها اعتقاد دارند سیمرغ در ادبیات کلاسیک پارسی نو، نمود نوینی از شیردال یا بشکوچ است؛ هرچند نام خود سیمرغ (سئینمورو: مرغ چینی) به پیش از اسلام باز میگردد. بازگشت نام این پرنده افسانهای به سرزمین چین میتواند پرده از منشأ اصلی افسانه شیردال بردارد.
در ادبیات اروپایی نیز به شیردال اشاره
فراوانی شده است. برای مثال دانته در کمدی الهی، جایی که سفر در دوزخ و برزخ به پایان میرسد، سوار بر شیردالی که به سرعت برق حرکت می کند، سفر به بهشت را می آغازد. اما این نخستین نمود شیردال در فرهنگ ایتالیایی نیست. در پیزا، از ایتالیای قرون وسطی شیردالی برنجی به جا مانده که به نظر میرسد منشأ آن سرزمینهای اسلامی باشد یا از روی دست صنعتگران مسلمان ساخته شده باشد. این شیردال که بزرگترین مجسمه شیردال دوره اسلامی است بیش از یک متر بلندی دارد و احتمالاً در قرن یازدهم میلادی در آندالوس (Andaluca) ساخته شده است.
معمولاً شیردالها بدون بال تصویر میشدند.
اما در نشانهای خانوادگی که از قرون پانزدهم در اروپا رایج شدند، پاهای پیشین شیردالها شبیه پای عقاب به نظر میرسید و در برخی از آنها شیردالها بالهایی آشکار پیدا کردند.گریفینها طبقه افسانه ها موجوداتی وفادار بودند و حتی اگر جفتشان می
مرد، پس از او به سراغ جفت دیگری نمی رفتند. می گویند نگاه منفی کلیسا به ازدواج مجدد، به افتخار این افسانه مربوط به شیردالها بوده است؛ زیرا کلیسا شیردال را که
موجودی زمینی و آسمانی بود، نماد عیسی مسیح (ع) میپنداشت. اما به هرحال افسانه ها
همیشه با هم سازگار نیستند. میگویند گاهی اوقات شیردالها با اسبها جفت میشدند و از
نسل آنها جانوری به نام اسپدال (Hippogriff) متولد میشد.
طبق افسانه های اروپایی
پنجه شیردال شفابخش بود و پر شیردال میتوانست چشمان نابینا را بینایی ببخشد؛ اما
آنچه در عطاریهای اروپایی به عنوان پنجه شیردال فروخته میشد چیزی نبود جز شاخ
بزکوهی.
اما منشأ همه این افسانهها کجاست؟ برخلاف هر جانور عجیب دیگری که پیشتر
مورد بحث ما قرار گرفته، هیچ موجود مشابهی در میان جانوران خاورمیانه، مصر یا یونان
باستان وجود ندارد که بگوییم شیردال نسخه تخیلی شده چنین موجودی است. حتی اگر به
دنبال موجودات کشف نشده هم باشیم، نمیتوانیم منتظر کشف چنین موجودی باشیم. اما
درواقع شیردال نیز زمانی روی زمین زندگی میکرده و حتی اغلب ما بارها تصاویر واقعی
او را دیدهایم، منتها به فکرمان خطور نکرده، این موجود همان شیردال باشد. تا اینکه
خانم آدریان مهیر (Adriane Mayor)، مردمشناس و متخصص تاریخ علم دانشگاه استنفورد که
هم در زمینه افسانهها و هم درباره تاریخ اکتشافات دیرینهشناسی تحقیقات زیادی انجام
داده، نظریه جالبی ابراز کرد. طبق نظریه خانم مهیر، شیردال، تصویری بود که تاجران
عصر باستان که در جاده ابریشم سفر میکردند، در کوهستانهای آلتایی در سرزمین سکاها
(قزاقستان و مغولستان امروز) فراوان به چشمانشان میخورد؛ اسکلتهای سنگوارهشده
دایناسوری متوسط به نام Protoceratops که هنوز هم در این مناطق بهوفور پیدا میشود!
این اسکلتها به خاطر شکل خاص منقار این حیوان، چهارپا بودنش، و پسِسَر برآمده و
یقهمانندش، برای مردم آن زمان چیزی جز بقایای جانوران ناشناخته و جادویی معنی
نمیداد. تعجبی ندارد که نخستین شیردالها در آسیای میانه دیده نشدند، زیرا سرزمینی
که سنگوارههای Protoceratops در آن پیدا میشد، مهد هیچ تمدن یکجانشینی نبود؛ ولی
محل عبور کاروانهای بسیاری بود که در دوران باستان به این مناطق سفر میکردند.
*
به لاتین: gryphus به یونانی: γρύψ، γρύφων یا γρύπων
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۲ ، ۰۰:۲۷
نیک پندار