دلم رمیده ی لولی وشیست شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
●
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز
●
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیر آمیز
●
فرشته، عشق نداند که چیست ای ساقی!
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
●
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
●
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
●
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
●
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز