از بد حادثه

ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

از بد حادثه

ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

۴ مطلب در بهمن ۱۳۸۹ ثبت شده است

درخت را به نام برگ

بهار را به نام گل

ستاره را به نام نور

کوه را به نام سنگ

دل شکفتة مرا به نام عشق

عشق را به نام درد

مرا به نام کوچکم صدا بزن!

تهران٢٠/١٠/۶٢

دانلود لطیفه های عمران صلاحی --->

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۸۹ ، ۱۷:۴۵
نیک پندار

جواد مجابی در مراسم تشییع عمران صلاحی می گوید: "  عمران هیچ از مرگ نمی گفت. همواره از زندگی می گفت و می سرود... ورای شیرینی کلامش زهری جریان داشت که از واقعیت ناگزیر می تراود و او چرب دستانههر دو منظر را یکجا به ما نشان می دهد... او همچون ذات زندگی، دیگران را در خود ایمن و شاد می خواست. نمی میرند کسانی که چونعمران عین شادی اند. عمران تمام عمرش را با مردم کوچه زیست."

همچنین در این مراسم محمود دولت آبادی گفت :" او خود زندگی بود. درخشان و دل زنده ... چه بی مهر شده است اینزندگانی غمبار ما و این آژنگ های نشسته بر پیشانی آدمیان که انگار به عادت سخت وسمج در آمده است که انگار حس شوخی و شاد زیستن - آنگونه که عمران - رفتاری نابهنجارمی نماید. در این هنجار، آری عمران انسانی متفاوت بود... "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۸۹ ، ۱۸:۳۱
نیک پندار

عمران صلاحیباز به بط گفت: "صحرا خوش است."
گفت: گشبت خوش، که مرا جا خوش است!"
-- مخزن الاسرار - نظامی

"در نثر فارسی هم اگر قصدمان استخراج طنز باشد، باید سراغ خیلی از کتاب ها برویم که به طنز معروف نیستند، مثل کتابهای ادبی، تاریخی، اخلاقی، داستانی، عرفانی و حتی علمی. در خیلی از کتاب ها مولف برای پیشبرد هدفش از طنز استفاده کرده، اما طنز هدف او نبوده است. این طنز ها هم می تواند در مجموعه ای دیگر ارائه شود."

بخشی از مقدمه کتاب خنده سازان و خنده پردازان" نوشته عمران صلاحی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۸۹ ، ۱۷:۲۰
نیک پندار

دو شعر از عمران صلاحی

همه اندوهناک‌اند
بقالی‌ها که خریداری از کف‌شان رفته است
روزنامه‌ها، کهنه‌فروشی‌ها، شاعران
که شغل دوم‌شان تجارت رنج است،
و قاتلان
که مفت و مسلم
نمونه‌ی سربه‌راهی را از دست داده‌اند.
آخر چه‌وقت غمناک کردن این مردم مهربان بود؟!

*
و می‌گویم حالا که راه و رسم مردم خود را می‌دانی
خوب است گاه‌گاه برخیزی و دوباره فاتحه‌ای...
که شعر دیگر بچه‌ها را هم بخوانند
رادیوهای وطن ارزش آدم مرده را می‌دانند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۸۹ ، ۲۳:۱۸
نیک پندار